تاریخ انتشار خبر: ۱۴ , فروردین, ۱۳۹۳ | ۱۹:۴۴:۴۴
کد خبر : 14906

چرایی اعتراض زهرا(س) به حادثه سقیفه

شبی دردناک برای علی(ع) و فرزندانش.قصد ورودی مفصل به این قطعه تلخ از تاریخ اسلام را ندارم اما دریغم می آید از یک نکته مهم درتحلیل این واقعه و به تعبیر دقیق تر فاجعه، خودداری کنم و آن اینکه به اعتقاد من ریشه این حادثه در عمل کسانی نهفته بود که اگرچه از نزدیکان پیامبر […]

شبی دردناک برای علی(ع) و فرزندانش.قصد ورودی مفصل به این قطعه تلخ از تاریخ اسلام را ندارم اما دریغم می آید از یک نکته مهم درتحلیل این واقعه و به تعبیر دقیق تر فاجعه، خودداری کنم و آن اینکه به اعتقاد من ریشه این حادثه در عمل کسانی نهفته بود که اگرچه از نزدیکان پیامبر بودند اما پیام وی را که برگرفته ازقرآن و وحی بود درنیافتند یا نخواستند دریابند که:” انتخاب جانشین رسولخدا همانند انتخاب  خود رسولخدا برای پیامبری، نه کار مردم و بر اساس هم اندیشی و مفاهمه آنها از طریق شورا و غیر آن که  کار خداست”.انتخاب امامی که بناست جز وحی، همه وظایف پیامبر را در امرحکومت برمردم و قضاوت بین آنها و تفسیر آیات محکم و متشابه و منسوخ کتاب خدا و…برعهده داشته باشد، از اختیارات مردم نیست که با رای بزرگان یک یا چند قبیله درجمعی محدود تعیین شود .بویژه اگر آن قبایل گرفتار مسایل قومی وقبیله ای باشند که صفحات تاریخ گویای این است که بودند .
البته دلایل دیگری هم برای اینکه چرا جانشینی علی پس از پیامبر به رغم آن همه تاکیدات و تاییدات رسول الله ازسوی بعضی از یاران نزدیک وی نادیده گرفته شد وجود دارد که درمجالی دیگر باید بدان پرداخته شود.
محتوای گفت و شنودهای مهاجرین و انصار در سقیفه بنی ساعده ساعاتی پس ازانتشار خبرارتحال رسولخدا در مدینه، دقیقا موید این مطلب است که حاضرین در آن اجتماع و در زیر آن سقف!- معنای لغوی سقیفه-  که همه مردم مدینه نبودند بلکه سران دوج ریان مهاجرین و بخشی از انصار – که اتفاقا از قبیله های فرودست حجاز بودند و از قبیله بزرگ وشریف قریش کسی در میانشان نبود و عجیب اینکه به روایت طبری ومسعودی حتی درمراسم  غسل وکفن و دفن پیامبر حضورنیافتند!- پیش از آنکه  همانند علی به فکر دفن رسولخدا باشند و یا در صدد تعیین نامزد اصلح برای جانشینی رسولخدا باشند به فکر آن بودند از میان خود- مهاجرین یا انصار- کسی را به خلافت برگزینند و برگزیدند بی آنکه در این میان از رسولخدا اندک توصیه ای داشته باشند که مثلا به آنان فرموده باشد که پس از من جانشین را بر اساس شورا وگفتگوی میان خود تعیین کنید! آنچه برخی مورخان اهل سنت هم بر آن تاکید دارند- ازجمله ابن اثیر- این است که رسول خدا در باره جانشینی علی تاکید نموده است.
ابن اثیر در النهایه ازقول جناب سلمان فارسی روایت کرده است:پیامبر در روز عرفه خطبه خواند و فرمود:ای مردم خدا در این روز به جهت آمرزش گناهانتان به شما مباهات می کنداما آمرزش خاصه او برای علی است سپس به علی اشاره کرد تا به نزدیک او بیاید وقتی علی به نزدیک رسول خدا آمد حضرت فرمود خوشبخت کسی است که بعد از من تحت ولایت تو باشد وبدبخت و شقی کسی است که تو را نافرمانی کند وبا تو دشمنی نماید (امالی شیخ مفید/ص۱۶۱/ص۱۶۱/حدیث سوم)
در الغدیر هم از جناب ابوذر در این زمینه روایت شده که رسولخدا فرموده است در فتنه ای که بعد از من شکل می گیرد دست به دامان علی بن ابیطالب بشوید که او صدیق اکبر و جداکننده حق از باطل است(الغدیر/ج۳/ص ۱۸۷) .برمبنای همین تاکیدات بود که  صحابه بزرگ رسولخدا همانند سلمان و اباذر و عمار و یاسر و مقداد و… تا مدتها از بیعت با خلیفه اول خودداری می کردند.
تاریخ نشان می دهد در ابتدای دعوت آشکار پیامبر که قبایل را به اسلام فرا می خواند قبیله بنی عامرب ه او گفتند ما دین جدیدی را که آورده ای به یک شرط می پذیریم وآن شرط این است که جانشین پس از تو فردی از قبیله ما باشد ،پیامبرشرط آنان را نپذیرفت وبه آنها فرمود: من دراین امر اختیاری از خود ندارم ،تعیین جانشین پس از من بر عهده خداست.
ابابکر برای کنار نهادن انصار از گردونه رقابت در امر جانشینی رسولخدا در جمع حاضرین درسقیفه در تعبیر عجیبی به جای مسلمین از واژه عرب استفاده می کند و می گوید: “عرب!هرگز راضی نمی شود که مردی غیر از نزدیکان رسولخدا بر او حکومت کند ما خویشاوند و عشیره او هستیم! بدین جهت کسی را یارای معارضه با ما نیست.” شرح نهج البلاغه/ج۲ ص ۳۸د وج۶/ص ۹)
سخن خود ساخته و متاسفانه جعلی ابوبکر در جمع حاضرین درسقیفه که پیامبر فرموده الائمه من قریش!! وتایید خلیفه دوم که :دو شمشیر هرگز در یک غلاف نمی گنجند! برای این بود که در مرحله اول انصار که از قریش نبودند از این رقابت کنار گذارده شوند  و در مرحله بعد بنی هاشم! اینکه خلیفه دوم بعدها در دوران خلافت خود در پاسخ به پرسش عبدالله بن عباس پسرعموی پیامبر که ازاو پرسید :چرا با وجود آن همه شایستگی ها و برتریهای علی ، وی را به خلافت برنگزیدید؟ پاسخ عجیبی داد .گویی نظر یکایک آنان را نمایندگی می کند .عمر گفت: قریش دوست نداشت خلافت و پیامبری در یک خاندان – بنی هاشم- جمع شود!
این گفته  خلیفه دوم،علاوه براینکه پیام پنهانی دارد وآن اینکه درحادثه غدیر، جانشین رسولخدا تعیین شده واز میان بنی هاشم است !خود بهترین گواه براین ادعاست که وی وهمفکرانش با بی اعتنایی به آموزه های وحی وسیره رسولخدا دراین باره، و تاکید بر تعصبات قبیله ای جانشینی پس از رسول خدا را توسط مردم دانسته اند .گویی امر پیامبری و جانشینی پس از وی سهمی است که قریش بخواهد همچون غنیمتی آن را بین خود تقسیم نماید .
نکته شگفت اینکه وقتی انصار که در این امر به اشتباه در تعیین جانشینی رسولخدا از میان خود به تصور اینکه”حال که قبایل به جانشینی علی رضایت نمی دهند و او جانشین رسولخدا نخواهد شد پس چه بهتر خود با اجتماعی در سقیفه در باره امر مهم جانشینی رسولخدا تصمیم بگیرند و این مسند را در غیاب مهاجرین و بخش دیگری از انصار از آن خود کنند!” بر مهاجرین پیش دستی کردند و با این تدبیر غلط سنگ بنای انحراف را در جامعه نوپای اسلامی نهادند، آنها در سقیفه به خلیفه اول که می گفت جانشینی پیامبر باید از میان نزدیکان وی باشد گفتند حال که اینگونه شد، پس امیری از ما و امیری از شما ولی از او پاسخ شنیدند : ما قوم و خویشان رسولخدا هستیم و باید پس از او بر امتش امیر باشیم نه شما که او را یاری کرده اید! لذا به انصارگفته شد: منا امیر ومنکم وزیر! امارت وخلافت ازآن ما و وزارت این خلافت ازآن شما! ( الطبقات الکبری/ج۳/ص ۱۸۲)
و عجیب اینکه گوینده این حرف انگار نمی دانست اگر تعیین جانشین رسولخدا بر مبنای قوم و خویشی باشد نه شایسته سالاری و از طریق وتوسط وحی ،این بنی هاشم و در راس آنان، جناب امیر علیه السلام است که شایسته این جانشینی است نه دیگران، چون هموست که برادر، وصی و پسرعمو وداماد وفرمانده سپاه وی درهمه نبردهایی است که رسولخدا درآنها حاضربوده اند .همو که درهنگامی که رسول خدا قصد مسافرتی به بیرون ازمدینه  داشته اند جز او کسی را درمدینه بعنوان جانشین خود بر نمی گزیده اند مگر اینکه علی بنا بدلایلی مانند حضور درجنگ یا ماموریتی که رسولخدا برعهده اش نهاده بود در مدینه حضورنداشته باشد به شهادت تمامی منابع تاریخی از جمله منابع برادران اهل تسنن تا علی درمدینه بود هیچ کس جزاو جانشین رسولخدا دراین شهر نبود و دیگر اینکه درجنگهایی که علی حضور داشت رسولخدا حتی یک بار هم کسی را بر او فرمانده تعیین نکرد.
از قضا جناب امیردر نهج البلاغه درگفتاری که ازآن بوی  کنایه هم می آید فرموده اند مهاجرین- ابابکر- دراستدلال تعیین جانشین رسولخدا برمبنای قرابتشان به رسولخدا به درخت تکیه کردند ولی میوه وثمره درخت را- که اهل بیت وی بودند- نادیده گرفتند و ضایع نمودند!(شرح نهج البلاغه/ج۶/ص۴) جناب امیر در رد این استدلال می فرمود نزدیکان پیامبراهل بیت او هستند نه قریش! از این جهت وقتی مردی از قبیله بنی اسد از او پرسید: چه شد که شما را از این مقام کنار گذاشتند درحالی که بدان سزاوارتر از دیگران بودید پاسخ داد :”اماالاستبداد علینا بهذاالمقام ونحن الاعلون نسبا ، در اثر استبداد وخود سری خلافت را از آن خود کردند و ما را که نسبمان از آنان برتر و پیوندمان با رسولخدا از آنان محکمتراست به حساب نیاوردند.” (همان /ج ۹ /ص ۲۵۰)
خلیفه اول و دوم که آنگونه بر قرابتشان با رسولخدا با انصار در کنار نهادنشان استدلال و احتجاج می کردند، نگفتند اگر آنها دارای این شرافت نسبی و از بنی هاشم و علی در این قرابت برترهستند :
–  چرا یکی از آنان همانند علی از سوی رسولخدا بعنوان وصی وی پس ازمرگش تعیین نشد؟
– چرا رسولخدا یکی از آنان را درماجرای معروف مباهله با مسیحیان نجران- دراثبات حقانیت خود که به رسم آن زمان از طریق نفرین آنها توسط یکدیگر صورت می گرفت-به همراه خود نبرد؟
– چرا وقتی به امر خدا مامور شد دربهای منازل اصحاب وحتی عموی خود حمزه را به مسجدش ببندد ودرب  خانه علی را به مسجد ازاین قاعده مستثنی کند چرا دربهای منازل آنان به مسجد النبی بسته شد؟ جالب اینکه ابن سعد دراین باره نقل عجیبی دارد ومی گوید:
“پس ازاینکه در سال دوم هجری پیامبر دستور داد درهایی را که به مسجد باز می شوند ببندند جز دری که از خانه علی به مسجد باز بود حمزه بن عبدالمطلب عموی رسولخدا خدمت ایشان رسید وگله مندانه عرض کرد ای رسول خدا، دستور دادی درب خانه عمویت را به مسجد ببندند اما درب خانه پسر عمویت را باز بگذارند؟ حضرت فرمود: این امر به خواست خدا بود نه من!” (الطبقات الکبری/ج۵/ص ۲۰۱ و ج۲/ص۱۷۸)
احمد بن یحیی بلاذری( متوفی ۲۷۹ه.ق) که حرفهای ناگفته ای نسبت به ابن سعد که پیش ازاو تاریخ نوشته است درباره اجتماع  مهاجرین وانصار درسقیفه دارد درتعبیرعجیبی درباب نزدیکی منحصر به فرد جناب امیر به پیامبر که در حادثه مهم عقد برادری بین او و رسولخدا معلوم شد می گوید: “کانت لعلی دخله لم تکن لاحد من الناس. برای علی وقت های ملاقات خاصی با رسولخدا بود که برای هیچ یک از مردم و یاران وی چنین منزلتی وجود نداشت “(انساب الاشراف/ج۲/ص ۳۵۱)
بر این مبنا می توان نتیجه گرفت اعتراض منجر به شهادت زهرا در آن سن کوتاه و ایام جوانی، هرگزدفاع شخصی از شوهرش علی نبود، دفاع ازاین اصل قرآنی بود که :   اولا :امامت ادامه نبوت و از جنس آن است ثانیا: تعیین جانشین رسولخدا کار مردم و سران قبایل و از طریق شورا و رقابت و سهم خواهی نیست. کار خداست و حتی رسول خدا آنگونه که خود می فرمود درآن اصلا دخالتی ندارد و نمی تواند داشته باشد.
ثالثا: این جانشین، توسط خدا و رسول او تعیین شده است و نیازی به دخالت مردم دراین مساله مهم نیست و بهترین دلیل آن، رویداد مهمتر از مهم غدیرخم در آخرین ماههای عمر پیامبر است که پایان آن با دستور روشن پیامبر به مردم وسران قبایل که در همان محل صادرشد این بود که یکایک آنها از زن ومرد پیش بیایند و درحضور وی با علی بعنوان جانشین پس از او- که درهمان محل جبرییل با آوردن آیات ابتدایی سوره مائده این امر را به او ابلاغ نمود- بیعت نمایند.
پایان این یادداشت شتاب زده را با جمله ای ازعبدالفتاح عبدالمقصود ازعلمای بزرگ اهل تسنن می آورم که با بیان اینکه ابابکر و بویژه عمر درباره هرسوال و مساله مهمی  که  پیش می آمد وحکم آن را نمی دانستند با علی مشورت می کردند و نظر او را می خواستند چگونه شد در باب جانشینی پیامبر که مهمترین حادثه پس ازمرگ رسولخدا بود کمترین اعتنایی به او نکردند و نظرش راجویا نشدند:
“عجبا هزارعجب که خلیفه در هر پیش آمد که مربوط به فردی از مسلمانان بود و آرا مختلف می شد صواب را نزد علی می جست ولی درباره سرنوشت دولتی که سرنوشت همه ملت است با او مشورت نکرد!راستی جای تعجب از مردی- ابابکر- است که موقع مرگ در حال ترک دنیا بود ومی گفت نمی داند آیا خلافت رسولخدا حق اوست یا دیگری ازاوبه آن سزاوارتر است!(الامامه والسیاسه /ص۱۱ وشرح نهج البلاغه/ج۶ /ص۱۱) گفته وی اشاره به روایت طبری است که می گوید ابابکر در حال مرگ می گفت :دوست داشتم در روز سقیفه مسولیت خلافت را بردوش یکی ازدونفردیگرمی گذاشتم و کاش از رسولخدا پرسیده بودم که ولی امر پس از تو کیست!!(تاریخ الطبری /ج۳/ص۴۳۰) گویی خود درغدیرخم حضوری نداشته و جزو اولین بیعت کنندگان با جناب امیر نبوده است!
غلامعلی رجایی

اشتراک مطلب با :