تاریخ انتشار خبر: ۱۲ , اسفند, ۱۳۹۲ | ۲۲:۳۰:۲۰
کد خبر : 14446

دستی بوسیده نشد!

دزنا ۲۴” شش روز قبل بخشی از این یادداشت را نوشتم اما به دلیل فرصت کم تا فرصت دیگری برای تکمیل دست دهد آن را در ثبت موقت نهادم. فرزند بسیارعزیزم مهندس علی آقا که در این امور با من همکاری می کند- و خدا از او راضی باد – به تصور اینکه مطلب کامل است […]

دزنا ۲۴” شش روز قبل بخشی از این یادداشت را نوشتم اما به دلیل فرصت کم تا فرصت دیگری برای تکمیل دست دهد آن را در ثبت موقت نهادم. فرزند بسیارعزیزم مهندس علی آقا که در این امور با من همکاری می کند- و خدا از او راضی باد – به تصور اینکه مطلب کامل است و من به دلیل پیدا نکردن عکس مناسبی آنرا ثبت موقت کرده ام با پیدا کردن عکس مرتبط با این یادداشت آن را بدون نظر خواهی از من بر روی صفحه وب گذاشت .ساعاتی بعد من با تذکر یکی از کاربران از شوش دانیال خوزستان متوجه شدم این یادداشت ناقص بر روی صفحه است .لذا آن را برداشتم تا در فرصت مناسب تکمیل نمایم.

با برداشته شدن مطلب، بعضی گمان کردند من از درج این یادداشت به دلیل آنکه به زعمشان به ضرر هاشمی است پشیمان شده لذا مطلب را برداشته ام!

دو روز بعد که ماجرای این عکس- که توسط بعضی افراد بیمار بهانه ای مثلا برای کوبیدن هاشمی شد- درجمع دوستان مجمع مطرح شد برادری که خود از نزدیک شاهد قضیه بوده می گفت برخلاف آنچه در عکس به بیننده القا می شود فردی که درعکس دیده می شود و مجری برنامه است اصلا دست آقای هاشمی را نبوسیده است. از او پرسیدم نام او چیست؟ گفت آقای غفاری. پس از این گفتگو تلفن آقای غفاری را از دوستان روابط عمومی دانشگاه آزاد که برای مراسم مهم از وی دعوت می کنند گرفته و در جهت تکمیل مطلب و استناد مطلب با او تلفنی صحبت کردم.

قصد نداشتم در این باره چیزی به تفصیل بنویسم ولی وقتی دیدم برای عده ای غیر منصف این عکس بهانه جدیدی برای تخریب هاشمی و حتی حاج سید حسن آقای خمینی شده است تصمیم گرفتم آن را از زبان کسی که در عکس تصور می رود دست آقای هاشمی را بوسیده مطلب را بدون واسطه و برای درج درست واقعه درتاریخ و درس آموزی مخالفان و منتقدان منصف و متدین هاشمی بنگارم تا بدانند صرف مخالف یا منتقد بودن کسی نباید باعث

شود در مخالفت او به دروغ وگمان متوسل و متمسک شوند.IMG17485508

با آقای غفاری که در این مراسم – تجلیل از سی سال زحمات دکتر جاسبی در دانشگاه آزاد – مجری برنامه بوده تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم مرا شناخت. به من گفت:

 دراین مراسم با خواندن شعری خطاب به یادگار امام حاج سید حسن آقای خمینی به ایشان گفتم یادتان هست در جلسه معارفه دکتر میرزاده تسبیح شما حین صحبت تان پاره شد و من از شما خواستم آن را بمن ببخشید که بخشیدید؟ درادامه گفتم دوستی می گفت ابزار عبادت باید کامل باشد در کنار تسبیح ،یک انگشتر عقیق هم لازم است. از تریبون که آمدم پایین، آقای هاشمی درحالی که دست در جیبشان می کردند مرا صدا زدند وگفتند من انگشترعقیق ندارم ولی انگشتری را به شما می دهم که نگین آن از سنگ قبرامام حسین تهیه شده است.سنگی که تولیت حرم امام حسین در سفرم به عراق آن را بمن اهدا کرده اند و با تکه تکه کردنش تعدادی نگین انگشتر از آن تهیه شده است.

آقای غفاری می گفت من وقتی این جملات را شنیدم نزد جناب آقای هاشمی رفتم وبا خوشحالی از او انگشتر را گرفتم و بعنوان تبرک به چشمانم مالیدم و در ادامه ازایشان به نشانه سپاس از این هدیه بسیار ارزشمند خواستم اجازه بدهند دستشان را ببوسم اما تا دستشان را گرفتم و خم شدم که ببوسم بلافاصله دستشان را پس کشیدند و اجازه ندادند دستشان را ببوسم آقای دکتر میرزاده رییس دانشگاه تا این تقاضای مرا از آقای هاشمی شنید گفت آقای هاشمی از دست بوسی خوشش نمی آید و اجازه نمی دهد کسی دستش را ببوسد.

با توضیحات آقای غفاری معلوم شد در حالی که وی پس ازگرفتن انگشتر از دست هاشمی قصد داشته است به نشانه سپاسگزاری، دست او را ببوسد تصویر وی دراین حالت در کسری از ثانیه توسط عکاس بگونه ای برداشته شده است که بیننده احساس می کند وی دارد دست هاشمی را می بوسد!

تا آنجا که من اطلاع دارم در این سالها این اتفاق برای چند نفر دیگر از مسولین کشور هم افتاده است. یعنی قبل از بوسیدن در کمتر ازچند ثانیه عکاس، عکسش را می گیرد و اگر فردی که قرار است دستش بوسیده شود با نشان دادن عکس العمل اجازه دست بوسی ندهد گاه از عکاس خبری نیست .

شهادت می دهم در نزدیک به دوسالی که در محضر آیت الله هاشمی بوده ام حتی برای یکبار هم ندیده ام به رغم اصرار دیگران اجازه دست بوسی به کسی بدهند.اگر کسی هم اصرار به دست بوسی شان را داشته باشد حتما با ناکامی مواجه می شود چون دراینگونه مواقع آقای هاشمی وقتی می بیند طرف از حرفهای او قانع نشده وهمچنان اصرار بر دست بوسی دارد با سرعت خاصی دستش را پس می کشد وگاه حتی دستش را پشتش مخفی می کند!
یکبار شاهد بودم آقای هاشمی به کسی که به وی اجازه نداده بود دستش را ببوسد و وی هنوز اصراربه دست بوسی داشت ومی گفت من نذرکرده ام دستتان را ببوسم گفتند بالاخره بخشی از ادای نذرتان به من مربوط است و من چون به این کار راضی نیستم نذرتان صحیح نیست!

یکبار پدر شهیدی را که از مداح های بسیار باسابقه استان خوزستان سربلند است و از اهواز پیش من آمده بود به آقای هاشمی معرفی کردم. تا وی خم شد دست هاشمی را ببوسد و ایشان اجازه نداد و دستش را عقب کشید و آن پدرشهید همچنان اصرار به دست بوسی داشت و دست آقای هاشمی را بطرف خود می کشید تا ببوسد یکی از محافظین که از نزدیک نظاره گر ماجرا بود ناچار به دخالت شد و محترمانه وی را از آقای هاشمی جدا کرد.
دریک صحنه دیگر شاهد بودم یکی از فرماندهان ارشد سپاه که در دو دولت وزیر دفاع بوده ونقش عمده ای هم درتامین تدارکات جنگ داشته است تا خواست وارد اتاق ملاقات آقای هاشمی شود درابتدای ورودش به رسم نظامیان با زدن پاهایش به یکدیگر به فرمانده جنگ در دوران امام احترام نظامی گذاشت. لحظه ای بعد تا خم شد که به نشانه احترام دست آقای هاشمی را ببوسد ایشان اجازه نداد و دستش را پس کشید. شنیدم می گفت اجازه بدهید دست شما را بعنوان اینکه فرمانده من در دوران جنگ به امر امام بودید ببوسم که جواب شنید من دوست ندارم اینکار را بکنید سپس هردو دستش را باز کرد و وی را مهربانانه درآغوش گرفت.

حقیقت این بود که شنیدید!

خدا به بعضی ها انصاف بدهد. همین!

دکترغلامعلی رجایی

شش روز قبل بخشی از این یادداشت را نوشتم اما به دلیل فرصت کم تا فرصت دیگری برای تکمیل دست دهد آن را در ثبت موقت نهادم. فرزند بسیارعزیزم مهندس علی آقا که در این امور با من همکاری می کند- و خدا از او راضی باد – به تصور اینکه مطلب کامل است و من به دلیل پیدا نکردن عکس مناسبی آنرا ثبت موقت کرده ام با پیدا کردن عکس مرتبط با این یادداشت آن را بدون نظر خواهی از من بر روی صفحه وب گذاشت .ساعاتی بعد من با تذکر یکی از کاربران از شوش دانیال خوزستان متوجه شدم این یادداشت ناقص بر روی صفحه است .لذا آن را برداشتم تا در فرصت مناسب تکمیل نمایم.

با برداشته شدن مطلب، بعضی گمان کردند من از درج این یادداشت به دلیل آنکه به زعمشان به ضرر هاشمی است پشیمان شده لذا مطلب را برداشته ام!

دو روز بعد که ماجرای این عکس- که توسط بعضی افراد بیمار بهانه ای مثلا برای کوبیدن هاشمی شد- درجمع دوستان مجمع مطرح شد برادری که خود از نزدیک شاهد قضیه بوده می گفت برخلاف آنچه در عکس به بیننده القا می شود فردی که درعکس دیده می شود و مجری برنامه است اصلا دست آقای هاشمی را نبوسیده است. از او پرسیدم نام او چیست؟ گفت آقای غفاری. پس از این گفتگو تلفن آقای غفاری را از دوستان روابط عمومی دانشگاه آزاد که برای مراسم مهم از وی دعوت می کنند گرفته و در جهت تکمیل مطلب و استناد مطلب با او تلفنی صحبت کردم.

قصد نداشتم در این باره چیزی به تفصیل بنویسم ولی وقتی دیدم برای عده ای غیر منصف این عکس بهانه جدیدی برای تخریب هاشمی و حتی حاج سید حسن آقای خمینی شده است تصمیم گرفتم آن را از زبان کسی که در عکس تصور می رود دست آقای هاشمی را بوسیده مطلب را بدون واسطه و برای درج درست واقعه درتاریخ و درس آموزی مخالفان و منتقدان منصف و متدین هاشمی بنگارم تا بدانند صرف مخالف یا منتقد بودن کسی نباید باعث شود در مخالفت او به دروغ وگمان متوسل و متمسک شوند.

با آقای غفاری که در این مراسم – تجلیل از سی سال زحمات دکتر جاسبی در دانشگاه آزاد – مجری برنامه بوده تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم مرا شناخت. به من گفت:

 دراین مراسم با خواندن شعری خطاب به یادگار امام حاج سید حسن آقای خمینی به ایشان گفتم یادتان هست در جلسه معارفه دکتر میرزاده تسبیح شما حین صحبت تان پاره شد و من از شما خواستم آن را بمن ببخشید که بخشیدید؟ درادامه گفتم دوستی می گفت ابزار عبادت باید کامل باشد در کنار تسبیح ،یک انگشتر عقیق هم لازم است. از تریبون که آمدم پایین، آقای هاشمی درحالی که دست در جیبشان می کردند مرا صدا زدند وگفتند من انگشترعقیق ندارم ولی انگشتری را به شما می دهم که نگین آن از سنگ قبرامام حسین تهیه شده است.سنگی که تولیت حرم امام حسین در سفرم به عراق آن را بمن اهدا کرده اند و با تکه تکه کردنش تعدادی نگین انگشتر از آن تهیه شده است.

آقای غفاری می گفت من وقتی این جملات را شنیدم نزد جناب آقای هاشمی رفتم وبا خوشحالی از او انگشتر را گرفتم و بعنوان تبرک به چشمانم مالیدم و در ادامه ازایشان به نشانه سپاس از این هدیه بسیار ارزشمند خواستم اجازه بدهند دستشان را ببوسم اما تا دستشان را گرفتم و خم شدم که ببوسم بلافاصله دستشان را پس کشیدند و اجازه ندادند دستشان را ببوسم آقای دکتر میرزاده رییس دانشگاه تا این تقاضای مرا از آقای هاشمی شنید گفت آقای هاشمی از دست بوسی خوشش نمی آید و اجازه نمی دهد کسی دستش را ببوسد.

با توضیحات آقای غفاری معلوم شد در حالی که وی پس ازگرفتن انگشتر از دست هاشمی قصد داشته است به نشانه سپاسگزاری، دست او را ببوسد تصویر وی دراین حالت در کسری از ثانیه توسط عکاس بگونه ای برداشته شده است که بیننده احساس می کند وی دارد دست هاشمی را می بوسد!

تا آنجا که من اطلاع دارم در این سالها این اتفاق برای چند نفر دیگر از مسولین کشور هم افتاده است. یعنی قبل از بوسیدن در کمتر ازچند ثانیه عکاس، عکسش را می گیرد و اگر فردی که قرار است دستش بوسیده شود با نشان دادن عکس العمل اجازه دست بوسی ندهد گاه از عکاس خبری نیست .

شهادت می دهم در نزدیک به دوسالی که در محضر آیت الله هاشمی بوده ام حتی برای یکبار هم ندیده ام به رغم اصرار دیگران اجازه دست بوسی به کسی بدهند.اگر کسی هم اصرار به دست بوسی شان را داشته باشد حتما با ناکامی مواجه می شود چون دراینگونه مواقع آقای هاشمی وقتی می بیند طرف از حرفهای او قانع نشده وهمچنان اصرار بر دست بوسی دارد با سرعت خاصی دستش را پس می کشد وگاه حتی دستش را پشتش مخفی می کند!
یکبار شاهد بودم آقای هاشمی به کسی که به وی اجازه نداده بود دستش را ببوسد و وی هنوز اصراربه دست بوسی داشت ومی گفت من نذرکرده ام دستتان را ببوسم گفتند بالاخره بخشی از ادای نذرتان به من مربوط است و من چون به این کار راضی نیستم نذرتان صحیح نیست!

یکبار پدر شهیدی را که از مداح های بسیار باسابقه استان خوزستان سربلند است و از اهواز پیش من آمده بود به آقای هاشمی معرفی کردم. تا وی خم شد دست هاشمی را ببوسد و ایشان اجازه نداد و دستش را عقب کشید و آن پدرشهید همچنان اصرار به دست بوسی داشت و دست آقای هاشمی را بطرف خود می کشید تا ببوسد یکی از محافظین که از نزدیک نظاره گر ماجرا بود ناچار به دخالت شد و محترمانه وی را از آقای هاشمی جدا کرد.
دریک صحنه دیگر شاهد بودم یکی از فرماندهان ارشد سپاه که در دو دولت وزیر دفاع بوده ونقش عمده ای هم درتامین تدارکات جنگ داشته است تا خواست وارد اتاق ملاقات آقای هاشمی شود درابتدای ورودش به رسم نظامیان با زدن پاهایش به یکدیگر به فرمانده جنگ در دوران امام احترام نظامی گذاشت. لحظه ای بعد تا خم شد که به نشانه احترام دست آقای هاشمی را ببوسد ایشان اجازه نداد و دستش را پس کشید. شنیدم می گفت اجازه بدهید دست شما را بعنوان اینکه فرمانده من در دوران جنگ به امر امام بودید ببوسم که جواب شنید من دوست ندارم اینکار را بکنید سپس هردو دستش را باز کرد و وی را مهربانانه درآغوش گرفت.

حقیقت این بود که شنیدید!

خدا به بعضی ها انصاف بدهد. همین!

اشتراک مطلب با :
  1. حسین Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    ما هم همه گاگولیم آخه تو عکس معلومه داره کیف میکنن خودش و بغل دستیهاش