تاریخ انتشار خبر: ۶ , بهمن, ۱۳۹۲ | ۱۹:۱۶:۰۰
کد خبر : 13726

فرمانده ای که پس از ده سال نیروهای گردانش را یافت

در این روایت با فرمانده ای از فرماندهان عملیات خیبر به نام« آزاده سرافراز محسن ظریفی» آشنا می شویم. آنچه در ادامه مطلب می آید از زبان دکتر سیدقلندر روایت می شود: به گزارش دزنا ۲۴” راوی این خاطره دکترسید محمود سیدقلندر ، از جانبازان سال های حماسه و ایثار می باشد  که برای اولین […]

در این روایت با فرمانده ای از فرماندهان عملیات خیبر به نام« آزاده سرافراز محسن ظریفی» آشنا می شویم. آنچه در ادامه مطلب می آید از زبان دکتر سیدقلندر روایت می شود:

به گزارش دزنا ۲۴”
راوی این خاطره دکترسید محمود سیدقلندر ، از جانبازان سال های حماسه و ایثار می باشد  که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود. پس تا آخرین خط آنرا بخوانید

شب عملیات خیبر است. ۱۱ اسفندماه ۶۲ . محسن ظریفی، فرمانده گردان قائم روبروی نیروهایش می ایستد و خبری را به نیروهایش می دهد.
« فرماندهان ارشد دستوری به من داده اند که من زیر بار آن نرفتم. اما وقتی دیدم که مدام فرماندهان رده بالا پشت بی سیم می آیند و دستور را تکرار می کنند، به دلیل لزوم تبعیت و تکلیف قبول کرده ام ،برخود واجب دیدم که دستور را به شما بگویم تا آگاهانه انتخاب کنید.
به من خبر داده اند که هزاران نفر از نیروهایمان در جزیره مجنون محاصره شده اند. دشمن شیمیایی هم زده است و بچه ها دارند همگی شهید می شوند.
ماموریت ما این است که به سمت دشمن برویم و درگیر شویم و این امر باعث شود تا حجم آتش روی بچه های محاصره شده کم شده و بتوانند از محاصره خارج شوند.
داستان این است. این رفتن بازگشتی ندارد. اگر حاضر هستید که برویم می رویم و هر کس هم با این وجود نمی تواند بیاید، می تواند  همینجا بماند.»
 

محسن ظریفی (نفر سوم ) در کنار شهید حاج عظیم محمدی زاده( نفر دوم از چپ)

 محسن نیرو هایش را به خط می کند و خودش پشت نیروها می ایستد و در تاریکی شب برای اینکه کسی از رفتن همرزم خود خبردار نشود چنین می گوید :
« هر کس می خواهد برگردد، عقب عقب از جمع جدا شود »
محسن آن شب کربلایی برپا می کند توی طلائیه.
حدود سی نفر از نیروها عقب عقب از جمع خارج شده و پس از عذرخواهی از فرمانده و روبوسی برمی گردند.
محسن در نهایت غیرت و شجاعت و علم به اینکه این رفتن ، رفتنی بی بازگشت است ، گردان آسمانیش را به سمت جلو حرکت می دهد و پس از آنکه که گردان وارد یک شیار می شود ، تمامی نیروهای گردان به جز تعداد اندکی در زیر انواع آتش نیروهای عراق به شهادت می رسند و تعداد زیادی از پیکرهای مطهرشهدا در منطقه باقی می مانند.
محسن مجروح شده و به همراه تعداد اندکی از نیروها اسیر می شود و برای اینکه شناخته نشود خود را «محسن نظیفی» معرفی می کند و هنگام اسارت هم تمام نامه هایش را به این نام ارسال می کند.
سایر زخمی ها هم علی رغم شکنجه های عراقی ها ، محسن را معرفی نمی کنند.
هنگامی که آزادگان برگشتند، رفتم سمت محسن. گفتم : « اون شب من با گردان حمید صالح نژاد بودم. پس چی شد؟ چه اتفاقی براتون افتاد؟ سید احمد (برادرم) هم که اون شب شهید شد و  جا موند.»

محسن ظریفی نفرسوم ایستاده از چپ و شهید سیداحمد سیدقلندر نفردوم نشسته از راست

 محسن تا نام سید احمد را شنید ، زد زیر گریه و گفت : « سید شهید شد؟ من سید و غفاری و بصیری رو یه گوشه ای از شیار مستقر کردم و گفتم جلو نیان.»
گفتم:« یکی از بچه ها سیداحمد رو دیده که تیر خورده توی سینه اش و کنارش شهید شده »
محسن مدام گریه می کرد .
بارها من و محسن برای پیدا کردن پیکر بچه ها رفتیم منطقه طلائیه. اما باتلاقی بودن اجازه هیچ کاری نمی داد تا سال ۷۱ یا ۷۲ بود که منطقه تقریبا خشک شد.
محسن از روی کروکی ها شیار را پیدا کرد و شروع کردیم به پیدا کردن شهدا. مادرم گفته بود تا پیکر برادرت را نیاورده ای ، خانه نیایی.  قبل از عملیات من و سید احمد انگشترهایمان را با هم عوض کرده بودیم و همان روز پیکر برادرم سید احمد را از روی انگشتر شناختم.پیکر شهدا را به عقب منتقل کردیم . پس از مشخص شدن لیست شهدا از روی پلاک هایشان وقتی لیست شهدا را به محسن نشان دادیم، عکس العمل او بسیار غیر منتظره بود.
نشست و شروع کرد با صدای بلند گریه کردن و مدام بر سر می زد. خیلی سعی کردیم آرامش کنیم اما نمی شد. محسن مرد روزهای سخت بود. فرماندهی که سخت ترین لحظه ها را تجربه کرده بود.در نبرد و در اسارت. اما این گریه کردن ها و بر سر زدن هایش همه را به تعجب وا داشته بود.
در بین فریاد هایش گفت : «سید محمود! می دونی این اسامی کیا هستن؟ »
گفتم :«نه! مگه کی ان؟»
گفت : «همون سی نفری که شب عملیات برگشته بودن، اسمشون بین ایناس. اینا دوباره اومدن دنبالمون . برنگشتن عقب. این همه سال فکرمی کردم که اینا برگشتن. فکر نمی کردم شهید شده باشن. حتی یکی از اونا نرفته عقب. آخه تنها من می دونستم کیا برگشتن»
و محسن از آن روز به بعد رفت تهران و شماره تلفنش را هم به کسی نداد.
حرف های دکتر سید قلندر که به اینجا رسید ، گفت : «محسن را پیدا کن. اگر قبول کند حرف بزند، حرف های زیادی دارد. محسن فرمانده بزرگی است»
و من ماندم با سردار ساکتی دیگر که باز پشت پرده گمنامی خانه دارد.
تکلیف من و ما این وسط چیست ؟
راستی چرا تا کنون نامی از محسن ظریفی در هیچ خاطره ای نشنیده ایم؟
خاک جبهه خورده ها بیشتر از این سردار ساکت بگویند. چشم براهیم . . . 

اشتراک مطلب با :
  1. حمید رضارضایی Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    سلام علیکم
    ثبت و ضبط تاریخ و خاطرات جنگ و دفاع مقدس و نشر آن در بین مردم به ویژه جوانان یک دانشگاه و کارخانه انسان سازی است همان تعبیری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه در مورد جبهه فرمودند.
    اما در مورد این خاطره باید بگویم که حماسه ای بسیار بزرگ در طول دفاع مقدس بود سال ۶۱ و عملیات خیبر، این گردان خط شکن لشکر مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متشکل از نیروهای رزمنده شهر شهیدان گمنام اندیمشک بود به فرماندهی جوانی دلاور بنام محسن ظریفی، بخاط دارم که برادرم رزمنده ام حسن رضوانی معاون او بود که بعد از مفقود شدن فرمانده گردان عهده دار فرماندهی شد، در آن شب به قربانگاه رفتن اختیاری و از سر تکلیف الهی عزیزان زیادی فداکاری کردند که جا دارد تحقیقی جامع از حوادث آن شب صورت پذیرد، برادران جانبازم: امین آرام، علیرضا الهام که اکنون در بین ما هستند و خدا طول عمرشان دهد می توانند کمک بسیاری در این خصوص داشته باشند، و شهید فرمانده گمنامی بنام محمد قاسم زاده که آن شب سرآمد بود در بین همرزمان شهیدش
    چون کاری کرد کارستان که شرح حالش را از آنانیکه جا ماندند از قافله شهدا بپرسید
    یا علی

  2. حمیدرضارضایی Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    سلام علیکم
    با عرض معذرت از خوانندگان متن ارسالی از حمیدرضارضایی
    بدین وسلیه تصحیح می نمایم: فرمانده گردان برادر پاسدار حسن رضوانی بودند گه قبل از عملیات مجروح شدند و برادر گرانقدر محسن ظریف بعد از ایشان از طرف فرماندهی لشکر منصوب شدند.
    یا علی مدد
    التماس دعا

  3. مرتضی خاکپور Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    ((( تصویب آیین نامه شورای ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت )))

    با این همه مشکلات معیشت که خانواده عزیزو محترم شهدا و ایثارگران و رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵% دفاع مقدس دارند . نمی شود ؟!غیر ممکن است .
    چطور می شود : فدائیان عرصه فرهنگ و ایثار و شهادت را بدون معیشت که محرومیت است به حاشیه برانند . و فرهنگ اینان را تصویب کنند . و بعد مانند اینان را از کجا می خواهند که واردات کنند .
    مگر این نمونه ایثار پیدا می شود .
    اگر پیدا شود ؟! همان است که زر و زور داران می خواهند . ؟!
    مبارک است ؟!
    همه چیز دیده بودیم غیر از واردات ایثارگری ؟!

    تصویب آیین نامه شورای ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت : چطور ممکن است .

    و اگر این تفکر بود ؟!

    و اگر این تفکر را مخالف منافع مالی و اقتصادی و فرهنگی نمی دانستند . ؟!
    که پس از پایان جنگ همه رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس را مستمری حقوق و معیشت می دادند که :

    مروجان فرهنگ ایثار و شهادت ( در فرهنگ و اقتصاد و سیاست و … ) شوند . و در آنصورت نه این بود که هست .

    و رزمندگان دفاع مقدس

    و رزمندگان را قوتی یرای مقابله با قدرتمندان نیست تا بتوانند حق و حقوق و معیشت خود را بگیرد .

    و در فیلم ها ی قدیمی که جنگ می شد .
    شاهان با زور مردم را به جنگ می بردند و پس از پایان جنگ :

    شاهان همه سرزمین و ثروت را صاحب می شدند و سربازان هم می رفتند پی کارشان .

    و یا اینکه : مردمی دلیر و شجاع و جنگجو و وطن دوست برای دفاع از مردم خودشان برای جنگ به شاهان می پیوستند .

    و این جنگجویان پس از پایان جنگ همه را تحویل شاهان می دادند و پی کار خودشان می رفتند .
    و یا برای کسانی کارگری می کردند که از جنگیدن گریزان بودند .و بتوسط همین جنگ به پولی رسیده بودن .
    و اگر همین جنگجوی دلیر برای رفع گرسنگی لقمه نانی می گرفت .
    بجرم دزدی به زندان سیاه چال می افتاد و آنقدر شکنجه می شد تا بمیرد .

    واقعا فیلمهای خوبی بودند .

    یادش بخیر
    رزمندگان فراموش شدگان جنگ
    تعطیلی فرهنگ ایثار و شهادت : بدون معیشت رزمندگان

    http://mkhakpour9.persianblog.ir

  4. مرتضی خاکپور Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    و دولت محترم بودجه زیاد دارد .

    و می تواند و باید که به بنیاد شهید بدهد .

    مخصوصا امسال که :

    دولت انرژی را گران می کند و به مردم یارانه نمی دهد . و یارانه گرانی قبل را هم می خواهد کم کند و به همه ندهد .

    و دولت از گزانی ارز که ۳ برابر قبل شده است : بسیار و بسیار زیاد درآمد دارد .
    و می تواند به همه خانواده شهید و رزمندگان جانبازان مثلا زیر ۲۵ % همه و ایثارگران به مقدار کافی معیشت بدهد .

    اگر بخواهد .

    کو کسی که از رزمندگان دفاع مقدس حمایت کند .

    نگرد که نیست ؟!

    به امید روزی :

    … که یکی مردی جنگی به از صد هزار …

    پیدا شود و رزمندگان دفاع را حمایت کند .

    آیا می شود . ؟! اگر بشود : چه می شود ؟!

    http://mkhakpour9.persianblog.ir

  5. مرتضی خاکپور Iran (ISLAMIC Republic Of) Unknow Browser Unknow Os گفت:

    ( درعرصه فرهنگ ایثاروشهادت اقدام خواهدکرد )

    این را که ۳۰ سال است همه قدرت بدستان اقدام می کنند و انجام می دهند ولی موفق نمی شوند و بر عکس همه از این افکار فراری هستند ؟!

    زیرا وقتی رزمندگان دفاع مقدس و جبهه و جنگ که اصلی ترین مروجان عرصه ایثار و شهادت را می بینند که که در معیشت خودشان مشکل دارند و ایران تنها کشوری در جهان است که حق رزمندگان و جانبازان مثلا ۵% را نمی دهد و اینان را در فقر مطلق نگه داشته است تا بتوانند هر جور که دلشان خواست در اقتصاد و در سیاست و در فرهنگ بهره ببرند دیگر کسی را باور به فرهنگ ایثار و شهادت باقی نمی گذارد ؟!

    و همه مردم ایران نتیجه گرفته اند که فقط وفقط باید به مال اندوزی و عیش برای خودشان باشند و از یاری رسانی به دیگران پرهیز کنند ؟!

    و این پولی را که قرار است بعد از ۲۵ سال به رزمندگان ماهیانه بدهند حقوق که نیست یک سال شاید باشد که اگر بدهند و یا ندهند ؟!

    اگر می خواهند باید فیش حقوقی دائمی برای رزمندگان و جانبازان مثلا ۵ % به بالا درست کنند که بشود گفت بعد از ۲۵ سال از پایان جنگ و ازاد سازی ایزان و اسلام رزمندگان را هم یادشان آمده و حقوق می دهند ؟!
    و مسکن و معیشت و سهام و غیره بدهند که بعد از ۲۵ سال محرومیت نفسی از زندگی بکشند ؟!

    البته همه فعلا از اسم رزمندگان و جانبازان به اسم ایثار و شهادت استفاده می کنند ولی جامعه نمونه های ایثار و شهادت و حال وروز اینان را می بیند و و خودشان نتیجه ای درست را می گیرند و و قعی نمی نهند . و بیشتر دوری می کنند زیرا می بینند که امروز و فردایشان باید مانند رزمندگان به روز سیاه بنشینند تا دیگران فربه تر شوند و از زندگی بهره ها ببرند ؟!

    مردم بسیار هوشیار از آنند که ما درک کنیم ؟!

    خدا خودت بداد رزمندگان و جانبازان ۵ % به بالا برس ؟!

    که این بخور نمیر هایی می دهند و نمی دهند برای تبلیغ خودشان است و از فیش حقوق دائمی خبری نیست ؟!

    که به معروف گویند :

    شتر سواری که دولا دولا نمی شود ؟!