تاریخ انتشار خبر: ۱۳ , دی, ۱۳۹۲ | ۰۰:۲۱:۳۵
کد خبر : 13306

امام رضا(ع) در خوزستان بر سر مزار چه کسی سه روز توقف کرد؟/علت عبور امام هشتم از مسیر دزفول به طوس چه بوده است؟

به گزارش دزنا ۲۴ :در مرکز شهرستان دزفول حرمی منور و با عظمت بنا شده است که مردم خوزستان آن را حرم آقا سبزقبا می نامند این حرم مختص به مردم شمال خوزستان نیست بلکه همه آنها که در این استان هوای زیارت امام هشتم را در سر دارند ودستشان از زیارت آن بارگاه نورانی […]

به گزارش دزنا ۲۴ :در مرکز شهرستان دزفول حرمی منور و با عظمت بنا شده است که مردم خوزستان آن را حرم آقا سبزقبا می نامند این حرم مختص به مردم شمال خوزستان نیست بلکه همه آنها که در این استان هوای زیارت امام هشتم را در سر دارند ودستشان از زیارت آن بارگاه نورانی کوتاه است به حرم برادرش  حضرت سیّدمحمّدبن موسی الکاظم(ع) ملقب به سبزقبا مشرف می شوند.

از روزی که این سلاله پاک زهرا(س) قدم به دزفول گذاشته است عطر ایمان و محبت به اهل البیت (ع)روزافزون تر شده است به گونه ای از قدیم الایام این شهر را دارالمومنین خطاب می کردند.

 در مورد علت سفر حضرت محمّدبن موسی(ع) به دزفول گفته اند: به قصد تبلیغ و نشر افکار پدر بزرگوارشان در جهت امامت برادرش ، حضرت رضا(ع) ، از مدینه خارج شده و پس از گذشتن از بیابانهای بی آب و علف و سوزان شبه جزیره عربستان از بصره به خرمشهر و از آنجا بـه اهــواز و سپس به شهـر امن دارالمؤمنین ، «دزفول» وارد می شوند و در حین عبور ازکوچه های این شهر صدای راز و نیاز زنی را می شنوند که خدا را به صاحب روز غدیر قسم می دهد و از او حاجت می طلبد ، پس در این لحظه سیّد محمّد متوجه می شوند که او مسلمانی شیعه است.

پس از سلام و اطمینان یافتن از شیعه بودن او می فرمایند : ای مـادر ، من در ایـن شهـر غـریبم ، آیـا اجـازه می دهی امشب را در خانه شما مهمان باشم ؟

آن زن مؤمنه و پارسا با رویی گشاده می پذیرد و او را به خانه خود دعوت می کند ، حضرت از آن زن که زبیده خاتون نـام داشت علت ناراحتیشــان را می پرسند و پس از اطلاع یافتن از اینکه دختر مریضی دارد که امیدی به بازگشت سلامتیش نیست حضرت کاسه ای آب طلبیده و در حالی که وضو می گرفتند چند قطره از آب وضوی خود را با آن آب مخلوط کرده و دعائی از پیامبر اکرم(ص) بر آن می خوانند و به زبیده خاتون میفرمایند : از این آب به مریض خود بدهید تا اینکه شفا یابد. پس از آشامیدن آب ، دختر زبیده سلامتی خود را باز می یابد.

این کرامت باعث می شود که زبیده مانع خروج حضرت سبزقبا(ع) از خانه اش شود و حضرت را دعوت به ماندن و اقامت می کند ، حضرت سبزقبـا(ع) پـذیرفتــه و به شغــل سقـایت مشغول می شوند و با مشک از رودخانه برای مـردم آب می آوردند. از دیگر کرامات آن بزرگوار این بود که هر کس از آن آب مینوشید فوراً شفا می یافت.

در این مدت بر اثر حضور این سیّد بزرگوار و اخلاق پسندیده و درسهای عملی آن حضرت که میراث اجداد پاکش بود ، روح و روان مردم این سرزمین از خطر انحراف در امان ماند. اما بعد از گذشت یک سال اجل مهلت نداده و در حالی که تنها ۱۹ بهار از عمر آن سیّد بزرگوار می گذشت ، وفات یافتند.

در هنگام شدت مرض و نزع آن حضرت ، زبیــده بــالای سرش آمده و به ایشان می گوید : تو را به حق خدا قسم می دهم از حسب و نسب و طائفه و عشیره خود مرا خبر ده. سیّد محمّد چشمها را به قوّه باز کرده و می فرمایند : مادر اگر بگویم بر تو ، می ترسم گرفتار شوی ! زبیده عرض می کند: عزیزم «لَعَلَّکَ اَنتَ الهاشِمی». سیّد محمّد ساکت می شود ، باز چشمها را به قوّه باز نموده و می فرمایند : من پسر موسی بن جعفر(ع) علوی هستم. زبیده به محض شنیدن این کلمه دستها را بر سر میزند و میگوید : واخجلتا ! جواب جدّت را چه بگویم در روز قیامت ، نسبت به تو جسارت کردم و حقّت را نشناختم ، بعد از آن میبیند که سیّد محمّد از دنیا گذشته است و در میان جیب او ورقه ای یافت شد که نسب خود را نوشته بود.

بنا به روایات محدّث کبیر سید نعمت الله جزایری(ره) در کتاب المجموعه ، صاحب بقعه را برادر حضرت امــام رضــا(ع) می داند و همچنین می فرماید : آقا سیّد محمّد برادر اعیانی حضرت امام رضا(ع) است و تشریف فرمایی حضرت رضا(ع) موقعی که عازم طوس بوده از راه دزفول ، محض زیارت قبر مقدّس حضرت سیّد محمّد بوده است و تا آن وقت زبیده حیات داشته است که حضرت رضا(ع) او را نوازش فرموده ، انعام داده و نوید شفاعت در روز قیامت داده و تولیت قبر حضرت سیّد محمّد را به او سپــرده  است

در حدیثی از امام رضا (ع) می فرمایند : « مَن زار اخی مُحمّد بالسوَس فکانما زارنی- هر کس برادرم را در منطقه شوش زیارت کند گویی مرا زیارت کرده است ». (لازم به ذکر است که در آن زمان دزفول از توابع شوش بوده است). و حضرت رضا(ع) تا سه روز مجاور قبر حضرت سیّد محمّد بوده است.

سیّد جزایری می فرماید: از این جهت معروف است به سبزقبـا « لِانّ مَیلهُ الثَوب الاَخضَر » چون رغبت به جامه سبز رنگ داشته است.

بقعه سبزقبا دارای یک نمازخانه، سالن اجتماعات، کتابخانه، ضریح و گنبد و ایوان و کفش‌کن با کاشی‌هایی با خط نستعلیق است و مرقدش زائرین زیادی دارد که در تمام فصول سال از شهرهای مختلف ایران به زیارت این مرقد پاک و مطهر مشرف می‌شوند و در آستانه با عظمت او عرض حاجت می‌کنند.

مطلعین دزفول می‌گویند که بقعه سبزقبا مانند بقعه عباس علی دزفول به شکل گنبدی خیاری بوده است. ساختمان بقعه با گنبد خیاری از آثار دوره تیموری و سلجوقی است و بی‌شک اگر بقعه سبزقبا را معدوم نکرده بودند یک اثر هنری معماری در دزفول بیش از امروز باقی بود.

ای سبزقبا نام تو همنام رسول است جد تو علی باشد و مام تو بتول است

چون آب وضو از نفست هست شفا بخش حج فقرا گرد ضریح تو قبول است

شهر من و ساحت تو یا سبزقبا (ع) دزفول و حمایت تو یا سبزقبا (ع)

فردا که شفیع معتبر می‌خواهند مائیم و شفاعت تو یا سبزقبا (ع)

رهیاب  /محمد عسکری

اشتراک مطلب با :